سید خلیل موسوی نیا| سریال «ناریا»، ساخته جواد افشار با بودجهای چشمگیر و لوکیشنهایی از تهران تا ترکیه، قصهای از یک دانشمند نخبه ایرانی در برابر توطئههای خارجی را روایت میکند، وعدهای برای جانشینی «پایتخت» که با ریزش ۹۷ درصدی مخاطبان و نقدهای تند بر روایت آشفته، دیالوگهای شعارگونه و روابط عاطفی غیرواقعی، به نمادی از شکست پروژههای پرهزینه تلویزیونی بدل شده است.
به گزارش میار، «ناریا» مجموعه تلویزیونی جدید جواد افشار (کارگردان «گاندو») است که در ۵۰ قسمت تولید شده است. داستان حول محور هوژان ستوده، دختر نخبه و دانشمند ایرانی میچرخد که در حال ساخت یک اختراع راهبردی برای خودکفایی کشور است. گروهی از تبهکاران داخلی و خارجی برای به شکست کشاندن این پروژه وارد ماجرا میشوند و حتی یکی از ضدقهرمانان داستان به هوژان علاقهمند میشود. این سریال که با بودجه و ساخت چشمگیری توسط «معاونت برونمرزی» صداوسیما تهیه شده، بیش از سه سال در حدود ۱۳۰ لوکیشن در ایران (تهران و کرمانشاه) و ترکیه و ارمنستان فیلمبرداری شد. پخش «ناریا» از ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ آغاز شد؛ درست پس از پایان پخش «پایتخت ۷» و در ابتدا با یک اکران خصوصی باشکوه در حضور چهرههای رسانهای معرفی شد. با این حال، علیرغم تبلیغات وسیع صداوسیما برای معرفی این سریال بهعنوان جانشین «پایتخت»، آمار تماشاگران بسیار ناامیدکننده بود؛ قسمت اول «ناریا» تنها حدود ۶۷ هزار بازدید در تلوبیون داشت؛ در حالی که «پایتخت» میلیونها بیننده داشت (تقریبا ۹۷ درصد ریزش مخاطب). قسمتهای نسخههای بعدی نیز نتوانستند وضعیت را بهبود بخشند.
نقاط قوت
بازیگران و عوامل توانا: «ناریا» از بازیگران مشهوری بهره برده است (محمدرضا شریفینیا، ویدا جوان، نسیم ادبی، آشا محرابی، فریبا متخصص، سامان صفاری و …). حضور این چهرهها و تجربه کارگردان در سریالهای امنیتی-سیاسی قبلی، از نقاط مثبت کار به شمار میآید.
کیفیت فنی نسبتاً بالا: با توجه به تولید پرخرج سریال، تصویربرداری در لوکیشنهای متعدد و فضای اکشن با بودجه بالا صورت گرفته است. همچنین از نظر فنی نکات مثبتی وجود دارد؛ صداگذاری و موسیقی ناریا واقعاً خوب است و بازیگران اصلی نیز کاربلد و جذاب عمل میکنند.
موضوع جذاب و بهروز: سوژه «دختر دانشمند ایرانی تحت تهدید امنیتی» در نوع خود تازگی دارد و میتوانست مخاطبان علاقهمند به درامهای امنیتی و معمایی را جذب کند. در برخی سکانسها تلاش شده فضای رازآلود و اکشن مناسبی خلق شود که در صورت پردازش بهتر میتوانست جذابیت سریال را افزایش دهد.
نقاط ضعف
آمیختگی ژانری و روایت آشفته: «ناریا» بهجای یک داستان امنیتی منسجم، ترکیبی ناسازگار از المانهای امنیتی، جنایی و خانوادگی ارائه میدهد. این مسئله باعث شده نه تعلیق لازم در روایت شکل بگیرد و نه وجوه جنایی آن کامل پرداخته شود. «ناریا» خلاف تعریف خود نه یک سریال امنیتی کامل است و نه پلیسی؛ جزئیات زیادی در طرح وجود ندارد و مرتکب تداخل و سردرگمی در قصه شده است. ضربآهنگ کند سریال (عمدتاً به دلیل تعداد زیاد قسمتها و حذفیات مکرر) باعث شده روند قصه خستهکننده شود.
شخصیتپردازی ضعیف و کلیشهای: شخصیتهای اصلی فاقد عمق لازم هستند. مخاطبان و منتقدان به ویژه از شخصیتپردازی هوژان و سامان انتقاد کردهاند. در واقع هوژان که باید نخبهای تک میبود، بهزحمت به هوش متوسط میرسد و سامان نیز آنگونه که باید «مختصات یک انسان شیطانصفت» را نشان نمیدهد. به عبارت دیگر، شخصیتها تکبعدیاند و دیالوگهای بین آنها بیشتر شعارگونه است.
روابط عاطفی غیرواقعی: ماجرای عاشقانه «هوژان» و «سامان» به کلی بیپایه و غیراخلاقی است. علاقه ناگهانی سامان به هوژان در سکانسهای پایانی بدون هیچ زمینهسازی قبلی رخ میدهد و فقط با چند دیالوگ کلیشهای نمایش داده میشود. این رابطه برای تماشاگر باورپذیر نیست و بیشتر شبیه ترویج یک شعار تلخ است تا درام عاشقانه واقعی.
دیالوگهای شعارگونه و خشک: زبان سریال بیشتر متکی بر انتقال پیام است تا زندگینامه شخصیت. کاربران فضای مجازی از دیالوگهای «گنگ» و غیرطبیعی بازیگران (مخصوصاً شریفینیا) انتقاد کردهاند؛ سکانسی که گویا شریفینیا در حال خواندن بیانیه رسمی رادیویی است، خبرساز شد. در مجموع، دیالوگها خالی از بار روانشناختی و اغلب به زبان خطابه و شعار است.
اجرا و بازی ناموفق: بازیها اغراقشده و گاه نمایشی است. بهخصوص بازیگران اصلی، انگار در حال خواندن یک بیانیه رسمی در رادیو هستند و هیچ اکت صورت یا هیجان واقعی در چهره ندارند. چنین اجراهایی گاهی فضای ملودرامیک سریال را ضعیف جلوه میدهد و به باورپذیری صحنهها آسیب میزند.
تدوین و ریتم ناموزون: علاوه بر روایت، کار فنی نیز مشکلاتی دارد. تدوین ناریا خیلی اوقات بد است؛ قطع و پیوند نامناسب صحنهها ریتم سریال را کند کرده و کشدار شدن بخشهایی از سریال عمده انتقادات را به خود اختصاص داده است.
در مجموع «ناریا» نمادی از پروژهای پرهزینه با سرمایهگذاری چشمگیر است که در عمل نتوانست ادعای اولیه خود را اثبات کند. گرچه این سریال توانسته بود توجهها را به خود جلب کند اما ضعفهای اساسی در فیلمنامه، شخصیتپردازی و کارگردانی آن را نابود کرده است. شکست نسبی «ناریا» ثابت میکند که صرف هزینه و تبلیغات سنگین نمیتواند جایگزین قصهگویی دقیق، پرداختهای روانشناختی عمیق و کارگردانی جسورانه شود. هرچند ممکن است در برخی لحظات ارزشها و نکات مثبتی دیده شود، در نهایت این سریال نتوانست تجربه جذاب یا بدیعی ارائه کند و از منظر بسیاری از تماشاگران، میان یک پروژه پرهزینه تبلیغاتی و یک ملودرام سطحی در نوسان ماند.
